به گزارش مشرق، «ایران و آمریکا در آستانۀ توافق هستند.» باراک راوید، «خبرنگار» آکسیوس چهارشنبه در خبری فوری مدعی توافق میان ایران و آمریکا شد، اتفاقی که باعث شد افزایش قیمت نفت که با تلاش شهدای نیرودریایی به دستاوردی راهبردی تبدیل شده بود با کاهشی جدی روبهرو و قیمت جهانی نفت به زیر صد دلار برسد.
افزایش قیمت نفت اتفاقی است که دشمن با هزاران روش نظامی توان مقابله با آن را نداشت اما باراک راوید با یک گزارش به اصطلاح اختصاصی در آکسیوس با آن مقابله کرد. خبری که دیروز۱۰ دلار از قیمت نفت را در بازارهای جهانی به آتش کشید.
ساعاتی بعد، عادت بازارهای جهانی که به دروغهای رسانهها و رئیس جمهور آمریکا باعث شد تکذیبیههای منتشر شده در ایران قیمت نفت را به مدار قبلی خود بازگرداند.
خط مقدم جنگ نرم آمریکایی-صهیونیستی
آکسیوس و باراک راوید، در تمام پیچهای تاریخ یک سال اخیر از روزهای درگیری جنگ تا مذاکرات پیش از آن، همین نقش را بازی کردهاند. هر زمان مقاومت اسلامی در میدان نبرد پیروز میشود یا هر زمان مذاکرهکنندگان ایرانی دست برتر را پیدا میکنند، ناگهان یک «خبر فوری» از راه میرسد.
پرسش اصلی اینجاست: این خبرنگار اسرائیلی چگونه به این حجم از «اطلاعات محرمانه» و «منابع آگاه در کاخ سفید» دسترسی دارد؟ پاسخ را نه در دانشکدههای خبرنگاری، که در پادگانهای جاسوسی ارتش رژیم صهیونیستی باید جستجو کرد.

زاده پادگان جاسوسی، پرورشیافته سرویسهای امنیتی
برای شناخت چهره واقعی باراک راوید، باید رزومه رسمیاش را بررسی کرد. او متولد ۱۹۸۰ در شهر کفر سابا در سرزمینهای اشغالی است. درست در ۱۸ سالگی راوید به یکی از حساسترین و سریترین یگانهای ارتش اسرائیل فراخوانده شد؛ واحد ۸۲۰۰.
واحد ۸۲۰۰ چیست، معادل اسرائیلی NSA آمریکا؛ یگان زبده شنود الکترونیک و جاسوسی سیگنال که مأموریتش رهگیری، رمزگشایی و تحلیل ارتباطات دشمنان رژیم صهیونیستی است. جوانانی که وارد این واحد میشوند، تحت آموزشهای پیچیده فنی و روانی قرار میگیرند. راوید در این جهنم آموزشی، نه تنها فنون جاسوسی، که هنر دروغپردازی، عملیات روانی، و مهندسی اطلاعات را آموخت.
پس از ترک خدمت، آیا این افسر اطلاعاتی به یک شهروند عادی تبدیل شد؟ ابداً. او با لوای «تحصیل در رشته تاریخ خاورمیانه» در دانشگاه تلآویو، به ظاهر تغییر مسیر داد، اما مقصد نهاییاش از پیش تعیین شده بود. بازگشت به خط مقدم، این بار نه با یونیفرم نظامی، که با پوشش «خبرنگار بیطرف.
او فعالیت رسانهای خود را در هاآرتص آغاز کرد؛ روزنامهای که خود به تنهایی یک نهاد اطلاعاتی-امنیتی برای پروژههای روانی اسرائیل محسوب میشود. سپس در کانال ۱۳ اسرائیل مشغول به کار شد و در سال ۲۰۲۰ اخراج شد؛ اخراجی که بیشتر به یک تغییر مأموریت شبیه بود تا یک شکست شغلی. چرا که تنها سه سال بعد، در نوامبر ۲۰۲۳، راوید ناگهان به عنوان تحلیلگر سیاسی و سیاست خارجی در CNN ظاهر شد و سپس در آکسیوس به اوج رسید؛ جایی که حالا مهمترین اخبار خاورمیانه و کاخ سفید از کیبورد او خارج میشود.
اوج این صعود مشکوک، در آوریل ۲۰۲۴ رقم خورد؛ زمانی که جو بایدن، رئیسجمهور وقت ایالات متحده، شخصاً جایزه خبرنگاران کاخ سفید را به دستان این افسر سابق یگان ۸۲۰۰ اهدا کرد.
راوید اطلاعاتی را منتشر میکند که یک خبرنگار عادی هرگز به آنها دسترسی ندارد: کدهایی که مستقیماً از هسته مرکزی قدرت در واشنگتن، محافل محافظهکاران تندرو (نئوکانها) اطراف ترامپ، و آشپزخانه سیاست خارجی اسرائیل دریافت میکند.
که او به دلیل نزدیکی به لابیهای سیاسی – امنیتی توانسته در مدت زمان معقول (از حیث روند فعالیت در یک رسانه تا رسیدن به قله شهرت) ادبیات و همچنین نام خود را به عنوان یک خبرنگار مطرح در حوزه سیاست خارجی ایالات متحده و همچنین تحولات خاورمیانه جا بیندازد.
اطلاعات راوید، کشف خبری نیستند؛ بستههای اطلاعاتی مهندسیشدهای هستند که در اتاقهای فرماندهی طراحی و توسط راوید در قالب گزارش خبری یا حتی یک توییت ساده شلیک میشوند.
این کدهای یکباره و فوری نشان میدهد که دسترسی او به منابع نزدیک به هسته اصلی کاخسفید و محافظهکاران (نئوکانها) اطراف ترامپ در سطح بالایی قرار دارد. به عبارتی دیگر او با این اقدامات خود نه تنها به اکسیوس وجهه بینالمللی میدهد، بلکه خود را به راحتی وارد کلونیهای تصمیمگیری و لایحههای سیاسی – امنیتی گوناگون میکند.
گزارش جنجالی دیروز چهارشنبه از مذاکرات ایران و آمریکا و ادامه یافتن سناریو با سخنان ترامپ نمونه کامل این ماشین جنگی است.
شبکه خبرنگاران جاسوس؛ از برگمن تا برگن
رونن برگمن، خبرنگار یهودیالاصل نیویورک تایمز، نمونه دیگر این چرخه است.
کتابهای او چون «برخیز و اول تو بکُش» و «جنگ پنهان با ایران»، به اعتراف خودش، با دادههای مستقیم موساد نوشته شدهاند.
برگمن در تاریخ اول آگوست 2024 (برابر با 11 مرداد 1403) یعنی یک روز پس از ترور اسماعیل هنیه، مقالهای در نیویورک تایمز با عنوان «بمبی که ماهها پیش به مهمانخانه تهران منتقل شد، رهبر حماس را کشت» را به همراه «مارک مازنی» و «فرناز فصیحی» هر دو نفر هم از رونامهنگاران نیویورک تایمز هستند را منتشر کرد و در آن به نقل از ۷ منبع آگاه در خاورمیانه که دو تن از آنها ایرانی ادعا شدهاند، مدعی شد که اسماعیل هنیه با بمبی که دو ماه قبل (خرداد 1403) در محل اقامتش کار گذاشته شد، ترور شده است. در ادامه این گزارش به نقل از پنج مقام از هفت نفر ادعایی نیویورک تایمز آمده بود که پس از تایید حضور اسماعیل هنیه در اتاق این مهمانخانه در شمال تهران، بمب از راه دور فعال و منفجر شده است.
این گزارش در آن روزها که به تازگی دولت چهاردهم روی کار آمده بود، موجب شد تا نه تنها وجهه امنیتی ایران، بلکه دستگاههای امنیتی – اطلاعاتی ذیربط مانند سپاه قدس و غیره زیر سوال بروند و یک جو روانی منفی را القاء میکرد.
نمونه مشهورتر، پیتر برگن، خبرنگار سیانان است؛ اولین ژورنالیستی که با اسامه بنلادن مصاحبه کرد. مصاحبهای که بعدها مشخص شد که پیتر برگن با هماهنگی واحد ضدتروریسم سیا و اف.بی.آی در پوشش خبرنگار به دیدار بنلادن رفته بود و او از همانجا توانست محوریت تحلیل حوزههایی از قبیل تروریسم، افغانستان، پاکستان و خاورمیانه را در دست خود بگیرد.
اینها تنها چند نمونه از دریای اطلاعات دروغین و هماهنگ شده اخبار هستند پس این بار که خبری از آکسیوس را خواندید اول نفس عمیق بکشید و به این فکر کنید که این هم بخشی از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران است.




